forgeting
ایجا چقدر بوی بی توجهی و فراموشی میده.....
هی..!!!! کسی اینجا نیست؟؟؟؟؟ من مامور سرشماری ام اومدم که تسهیلات شهری بهتون بدم.... طبق آماری که من دادن اینجا باید سه تا سکنه داشته باشه!!! آهاااای!!!!
کسی اینجا نیست؟؟؟؟؟
آیا عشق هم نوعی بازی نیست؟
آیا زمانی بوده که عشق و عشق بازی از هم جدا شوند؟
ما آمده ایم که عشق بازی کنیم....
و دیگر...؟؟؟؟
پیش از وقوع هر آنچه که بر گذشتگان ما گذشته
پیش از همه چیز٬
پیش از آغاز....!!!!
و اما میدان بازی هیچ وسیع نیست
و این زمانی که در سکوت گذشته
گویی زمانیست که در انتظار مانده ایم تا نوبتمان برسد....
تا بازی کنیم....
و اینک نوبت ماست.